در تقویم حزنانگیز ماه صفر، روزی است که داغ دل عالم تازه میشود؛ روزی که خرابه شام، شاهد پرواز غریبانه دختری سهساله بود که در اوج غربت اسارت، به جای آغوش گرم پدر، با تنی رنجور و روحی بیقرار، جان به جانآفرین تسلیم کرد. او که رقیه نام داشت سند زنده و گویای مظلومیت حسین(ع) در قلب مرکز حکومت امویان است. امروز، پنجم صفر فرصتی است تا در میان هجمههای تردید و شبهات تاریخی، به حقیقت مستند مظلومیت آن طفل دردمند بیندیشیم.
در همین راستا، کتاب «رقیه بنتالحسین(ع): پاسخی به تأملات و سؤالات» به قلم آیتالله نجمالدین طبسی، اثری است که با رویکردی عالمانه و با استناد به منابع کهن تاریخی و علم انساب، به واکاوی مستندات وجود این بانوی مکرمه پرداخته و غبار تردید را از چهره این ستاره درخشان کربلا زدوده است. برای درک عمیقتر این موضوع و واکاوی ابعاد تاریخی مظلومیت سفیر کوچک عاشورا، پای صحبتهای نویسنده این اثر، آیتالله نجمالدین طبسی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و مدیر مؤسسه ولاء صدیقه کبری(س) نشستهایم. در این گفتوگو همراه ما باشید تا با نگاهی دقیق و عالمانه، پیوند قلبیمان را با این کودک آزاده که نامش لرزه بر ارکان ظلم امویان انداخت، مستحکمتر کنیم.

چرا دشمنان به دنبال خاموش کردن نام رقیه(س) هستند؟
آیتالله طبسی با نگاهی عمیق به هجمههای تاریخی و رسانهای علیه نام حضرت رقیه(س) میگوید: جریان انکار وجود این بانوی مکرمه، هرگز یک بحث صرفاً آکادمیک یا تاریخی نبوده، بلکه ریشه در یک هدف راهبردی و سیاسی کلان دارد. دشمنان اهلبیت(ع) و جریانهای منحرف به خوبی دریافتهاند این بارگاه شریف در قلب دمشق و در مرکز سرزمین شام که روزگاری مقر اصلی حکومت ستمگران اموی بود، امروز به کانونی برای هدایت انسانهای آزاده و ترویج مکتب حیاتبخش تشیع تبدیل شده است. وهابیان و جریانهای تکفیری که سالهاست میلیونها دلار از ثروتهای بادآورده خود را صرف تخریب قبور اولیای الهی و انفجار بقاع متبرکه و حرم ائمه(ع) کردهاند، بهدرستی درک کردهاند که هر زائر این خرابه، با شنیدن نام رقیه(س) ناخودآگاه پیوند عمیقی میان دردها و رنجهای این کودک سهساله و ظلم عظیم یزیدیان در کربلا برقرار میکند؛ پیوندی که در نهایت منجر به نفرت از ظالمان و گرایش به حقیقت اسلام ناب میشود.
او در ادامه این بحث اضافه میکند: القای شبهه در وجود این بانو و تلاش برای افسانه خواندن مصائب ایشان، درواقع تلاشی برای تضعیف این محور مقاومت معنوی در قلب سرزمین شام است. وقتی نام رقیه(س) در کوچه و خیابانهای شام طنینانداز میشود، افسانه حکومت مقتدر و شکستناپذیر اموی که سعی داشت با تکیه بر پروپاگاندا، خود را مشروع جلوه دهد، در هم میشکند و حقیقت مظلومیت خاندان پیامبر(ص) برای نسلهای جدید آشکار میشود. بنابراین، شبهه افکنی و تردید در تاریخ زندگی ایشان، نه یک کنجکاوی علمی، بلکه بخشی از یک نبرد تمامعیار عقیدتی است که هدفش جداسازی شیعیان از ریشههای عاطفی و حماسی قیام عاشوراست. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «آنان میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، در حالی که خداوند نور خود را کامل میکند، حتی اگر کافران را خوش نیاید» (سوره صف، آیه ۸). این حرم، همان نوری است که با وجود تمام تلاشهای سیستماتیک برای محو نام و یاد این کودک، امروز پرفروغتر و پرشورتر از همیشه، مأمن دلهای سوخته و گواهی بر حقانیت راه امام حسین(ع) در قلب شام باقی مانده است.
استناد به منابع کهن؛ پاسخی به ادعای ساختگی بودن
این پژوهشگر نامآشنای تاریخ اسلام با اشاره به ادله تاریخی موجود که در کتاب «رقیه بنتالحسین(ع)» بیان کرده، خاطرنشان میکند: برای اثبات یک شخصیت تاریخی، هرگز نیازی نیست تمام مورخان عالم بر سر آن اجماع مطلق داشته باشند، زیرا تاریخ اسلام در بسیاری از وقایع جزئی با سکوت یا پراکندهگویی مورخان مواجه است. ابنفندق که از بزرگان علم انساب در قرن ششم بوده و از جایگاه علمی والایی در میان علمای شیعه و سنی برخوردار است، در کتاب ارزشمند «لباب الانساب» بهصراحت از وجود دختری به نام رقیه(س) برای امام حسین(ع) یاد کرده است. استناد به چنین چهرهای که خود از متخصصان فن نسبشناسی است، سندی متقن و غیرقابلانکار محسوب میشود. علمای بزرگ انساب در طول قرون، همواره با دقت و وسواس فراوان، مراقب حفظ شجرهنامهها بودهاند و اگر نامی را در آثار خود ثبت کردهاند، قطعاً براساس منابع و شواهدی بوده که بسیاری از آنها در تلاطم فتنهها و حوادث تلخ تاریخی از دسترس ما خارج شده و به دست ما نرسیده است.
وی در ادامه با نقد رویکرد وسواسگونه برخی افراد، ادامه میدهد: متأسفانه برخی چنین تصور میکنند که اگر درباره شخصی در مقاتل اولیه یا کتب مشهور قرن سوم و چهارم مطلبی نیامده باشد، پس وجود آن شخصیت زیرسؤال است؛ اما این دیدگاه با اصول دقیق علم تاریخ در تضاد است. بسیاری از وقایع مهم تاریخی که ما امروز آنها را به عنوان مسلمات تاریخ میپذیریم، نه با اسناد متواتر، بلکه از طریق نقلهای معتبر تاریخی ثبت شدهاند. امام حسین(ع) در وداع آخر خود با اهل حرم، مصیبتهای بسیاری را برای خاندان خود پیشبینی کردند که شهادت دختر خردسالشان در شام، تداوم همان خط سرخ کربلا و اوج مظلومیت کاروان اسراست. چنانکه در روایات متعددی از امام صادق(ع) بر لزوم زنده نگه داشتن یاد مصائب اهلبیت(ع) و ذکر مظلومیتهای آنان تأکید شده است(کافی، ج ۲، ص ۴۵۴). این دختر خردسال، به مثابه سندی زنده و گواهی مظلومیت آلالله(ع) در مسیر پررنج اسارت است که یاد او پیوندی ناگسستنی با قیام پدرش دارد.
رقیه(س)؛ نماد ایستادگی در اوج غربت
آیتالله طبسی با واکاوی چرایی اهمیت وجود این کودک برای مخاطب امروز تصریح میکند: حضرت رقیه(س) تنها یک نام تاریخی در صفحات مقاتل نیست؛ بلکه او تجسم عینی صبر و استقامت در اوج غربت و تنهایی است. در شرایطی که یزیدیان با تمام توان تبلیغاتی و نظامی خود سعی داشتند با بردن اسرا به شام، پیروزی پوشالی خود را جشن بگیرند و نام آلالله(ع) را برای همیشه در تاریخ محو کنند، نالههای جانسوز این کودک در خرابه شام، کاخ یزید را بر سر او آوار و چهره کریه بنیامیه را برای جهانیان رسوا کرد. امروز که ما در دنیایی پیچیده و پر از بیعدالتی زندگی میکنیم، یادآوری ایستادگی این دختر سهساله در برابر هیمنه پوشالی ظالمان، به ما میآموزد که حق، حتی اگر در کالبد کوچکترین و ضعیفترین افراد تجلی یابد، میتواند بزرگترین قدرتهای استکباری را به چالش بکشد و آنان را به زانو درآورد. این بانو، الگوی مقاومت معصومانه در برابر ستم مطلق است.
وی در تکمیل این بحث میافزاید: ارتباط قلبی با حضرت رقیه(س)، راهی میانبر برای درک عمیق مظلومیت سیدالشهدا(ع) است. کسی که دلش با این کودک دردمند گره بخورد و با اشکهای او انس بگیرد، دیگر در برابر فساد، تباهی و ظالم زمانه ساکت نمینشیند و روح آزادگی در او زنده میشود. این بانو، در آن روزگار سفیر پیام کربلا در قلب مرکز حکومت امویان بود و امروز نیز سفیر دلهای دردمندی است که در هیاهوی جهان مادی، به دنبال پناهگاهی برای آرامش و حقیقت میگردند. همانگونه که امام حسین(ع) در مسیر نهضت خود فرمودند «مرگ با عزت، بهتر از زندگی با ذلت است» (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۹۲) این کودک آزاده نیز با شهادت مظلومانه خود در خرابه، ذلت اسارت تحمیلی را به عزت ابدی شهادت تبدیل و نام خود را به عنوان سندی از حقانیت قیام پدرش، در تاریخ اسلام برای همیشه ثبت کرد.
رقیه(س)؛ نقطه اتصال عاطفه و بصیرت
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با تأکیدی عمیق بر لزوم پیوند میان عقل و قلب میگوید: آنچه ما را به قیام جاودان کربلا متصل میکند و روح حماسه را در وجودمان زنده نگه میدارد، پیوند عاطفی و گره خوردن جان با شخصیتهای قدسی این واقعه است. حضرت رقیه(س) در این میان، نقطه عطف این پیوند عاطفی و تپنده است؛ کودکی که در اوج درد، رنج اسارت و تازیانههای شام، از پدر نخواست او را به مدینه بازگرداند یا از رنجها برهاند، بلکه تنها اشتیاق دیدار پدر را در سینه داشت. این عشق خالصانه و بیپیرایه، همان داروی شفابخشی است که میتواند روح سرگشته انسان مدرن را که در گرداب پوچی و مادیگرایی گرفتار شده، نجات دهد. وقتی انسان با این حقیقت پاک پیوند میخورد، درواقع از حصار تنگ دنیا فراتر رفته و به منبع لایزال نور الهی متصل میشود. آیت الله طبسی در پایان تصریح میکند: ما با شناخت صحیح جایگاه رفیع این بانو، درواقع در حال صیانت و حفظ هویت اصیل شیعی خود هستیم؛ هویتی که در آن، محبت خالصانه به اهلبیت(ع) هیچگاه از بصیرت تاریخی و آگاهی سیاسی جدا نمیشود. در مکتب تشیع، اشک بر مظلوم، سلاحی برنده علیه ظالم است و شناخت حضرت رقیه(س) نیز از این قاعده مستثنا نیست. این معرفت، ما را به درک دقیقتری از عمق جنایات جبهه باطل و عظمت ایثار جبهه حق میرساند. بنابراین، اهتمام به سیره و مصائب ایشان، نه یک اقدام احساسی صرف، بلکه یک وظیفه برای حفظ میراث عاشوراست. با شناخت این سفیر کوچک، درواقع در حال بازخوانی دفتر مظلومیت حسین(ع) هستیم تا در هر زمان و مکانی، در برابر یزیدیان زمان خود، با بصیرتی برگرفته از مکتب اهلبیت(ع) ایستادگی کنیم و پرچم حقطلبی را همواره برافراشته نگه داریم.





نظر شما